يه محرم ديگه از راه رسيد،هيئت... روضه... عزاداري...واي چه بوي خوشي به مشام ميرسه دقت کردي هميشه چندوقت قبل محرم دلت چقدر گرفته بدون اينکه علتشو بدوني ،يه جوري هستي ويه حس وحال ديگه داري ...هرکار ميکني حالت بهترنميشه و روزبه روز احساس ميکني داري بدتر ميشي....محرم که از راه ميرسه باز غصه هات بيشتر ميشه اما يه دلخوشي داري واونم اينه که ميتوني بري يه هيئتي، روضه اي، يه جايي که... ممکنه امام زمانت هم اونجا باشه ....ميتوني راحت گريه کني...راحت راحت...ميتوني حتي دلتگيهاتو فرياد بزني حواستو جمع ميکني که لااقل توي اين ماه يه کاري نکني که غصه هاي آقارو بيشترش کني...آقا عزادار جدشون هستن (آجرک الله يا بقيه الله)...نکنه چشمهامون يه چيزايي رو که نبايد،ببينن...نکنه زبانهامون يه چيزايي رو که نبايد ،بگن...نکنه گوشهامون يه چيزايي رو که نبايد،بشنوند....شايد تو هم دلت ميخواست در زمان امام حسين(ع) زندگي ميکردي ، عازم نينوا مي شدي وهم پيکار امامت مي شدي ....شايد همش با خودت ميگي اي کاش منم اونجا بودم وبه نداي ((هل من ناصر))امام زمانم پاسخ مثبت مي دادم...امام زمانم!تا حالا راست وحسيني ازخودت پرسيدي اگه توي اون زمان بودي چيکار ميکردي؟؟((هل من ناصر ))امامت رو چه جوري جواب ميدادي؟؟اصلا چرا ۱۳۶۷سال به عقب برگرديم همين الان رو درنظر بگيريم به نداي(( هل من ناصر)) امام زمانمون چه جوري پاسخ داديم؟؟؟اصلا ((هل من ناصر)) امام زمان مون رو ميشنويم؟؟؟
پی نویس:
- امروز نـدای محـرم از سکوت یک عشق به تجلی میرسد.
-اینک غزه کربلا و امروز عاشورا است.