شب يلدا بر شما گرامي باد اميد كه سال ديگر در جوار شما اين شب طولاني را به صبح اميد رهنمون سازيم.
چند اين شب و خاموشی، وقت است كه برخيزم *** وين آتش خندان را با صبح برانگيزم
گر سوختنم بايد، افروختنم بايد *** اي عشق بزن در من، كز شعله نپرهيزم
صد دشت شقايق چشم، در خون دلم دارد *** تا خود به كجا آخر، با خاك در آميزم
چون كوه نشستم من، با تاب و تب پنهان *** صد زلزله برخيزد، آنگاه كه برخيزم
برخيزم و بگشايم ، بند از دل پر آتش *** وين سيل گدازان را ، از سينه فرو ريزم
چون گريه گلو گيرد ، از ابر فرو بارم *** چون خشم رخ افزود، در صاعقه آويزم
اي سايه سحر خيزان دلواپس خورشيدند *** زندان شب يلدا ، بگشايم و بگريزم
((شیخ عجل حافظ شیرازی))

مگر می شود شب باشد و یلدا نباشد؟
تو یلدا ترین یلدای دیر پروری...تو...نقطه ی اوج تنهایی پنجره هستی...تو یلدا ترین بهار بارانی...
بهار نیست و یلدا هست...تو هستی و بهار نیست...تو بارانی ترین نقطه ی اشکی در هوای انتظار...
و من منتظر ترین خسته ی کوچه های مه گرفته...
پی نویس:
- یادم هست سالها پیش مادر بزرگ میگفت اگه شب یلدا باران یا برف ببارد هر ارزویی بکنی براورده میشود.
- حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . .
- . . . یلدای خوفی داشته باشیید حتما امسال افسانه حقیقت پیدا میکنه.