یشکش به یاران که از وطن ایران دفاع می کنند

گریختم با کوله ای از ستاره و خورشید تا بامداد را دمیدن از یاد نزدایند و بیداد را دادخواهی! گریختم آری گریختم با کوله ای از هزار فاجعه داغ دار دام و گورهای بی نشان با گل افشان هر تابستانش گریختم با کوله ای از اشک و آه و فریاد مادرم مادرانم که آتش دادخواهی را در ظلمت نابگاه و ناروای خدای آلودگان هنوز برافرورخته می دارند. گریختم آری گریختم با کوله ای که فریادش کابوس جنایت پیشگان خرافه مستی است که جهانی نفریبانند و سورشان سوگ به بزم هماره در تلاوت مرگ که سلیطگانٍ آیه و شلاق زوزه می کشند به رنگ بردگی عزا به بلاهت و تزویر! گریختم آری گریختم با کوله ای از جوانه و عشق با فریادی رساتر که آینده از آن ماست و دمیدن سحر در خاک من بی انکار!

پی نویس:
- نه تنها به خاکت بوسه می زنم بلکه مایه افتخار و سرافرازی من هستی.جانم فدای ایران
- از تمامی دوستان عزیز برای اشتباهی که به من متذکر شدند درپست«دلم یه چای داغ میخواد با یه دوست» عذر خواهی می کنم.و این پست را به همه ی ایرانیان عاشق ایران تقدیم می کنم.(اون پست هم تصحیح شد)